ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

همه آنچه باید از رول آپ نمایشگاهی بدانید

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از سؤالهایی که زیاد مطرح میشود این است که چرا دعایم مستجاب نمی شود؟خیلی خلاصه عرض کنم
ترک امربه معروف و نهی از منکر
آنچه حرام است را نخوریم 
آنچه حرام است را نشنویم
آنچه حرام است را نبینیم
آنچه حرام است را نگوییم
برادر من وقتی غیبت می‌کنی وقتی به غیبتی گوش میدهی وقتی دروغ می‌گویی چهل روز دعایت مستجاب نمی شود...
باتشکر از توجه شما عزیزان
به امید ظهور مولایمان فارس الحجاز
مرتضی متقیان
مناظره حضرت آقا امام صادق علیه السلام با ابو حنیفه در مورد بطلان قیاس
شیخ مفید رضوان الله علیه روایت کرده است:
محمد بن عبید، عن حماد، عن محمد بن مسلم قال: دخل أبو حنیفة على أبی عبد الله علیه السلام فقال له: إنی رأیت ابنك موسى یصلی والناس یمرون بین یدیه فلا ینهاهم، وفیه ما فیه فقال أبو عبد الله علیه السلام: ادع لی موسى، فلما جاءه قال: یا بنی إن أبا حنیفة یذكر أنك تصلی والناس یمرون بین یدیك فلا تنهاهم، قال: نعم یا أبه إن الذی كنت اصلی له كان أقرب إ
مهاجرت را از خانه شروع کنید. از جایی که فکر میکنید می توانید دور شوید از همه کس و همه چیز. از تمام تعلقات و از هر آنچه بدان محکم دل بسته اید. 
دل نبندبد هیچ وقت به هیچ شی و هیچ موودی. تنها به ذات کائنات می شود دل بست. به آنچه که در همه چیز جاریست در خوبی و بدی در زشتی و زیبایی. او در همه چیز حاریست.
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
سعدی
امام رضا علیه السلام نیز فرموده است:
خوشا به حال کسی که خالص گرداند عبادت را و دعا را از برای خدا و دل او مشغول نگردد به آنچه دو چشم او می بیند و یاد خدا را فراموش نکند، به واسطه آنچه گوش های او می شنود و دل او محزون نگردد، به سبب آنچه خدا به دیگری عطا فرموده است.
قلب روی اندود؛ نستانند در بازار حشر خالصی باید که از آتش برون آید سلیم
پیام متن:
مقدار عبادت مهم است، ولی مهم تر ا
گزارشی که رسیده ست حاکی از این است 
که عشق مرتکب جرم های سنگین است 
برای عید گرفتن ،به عشق محتاجیم ... 
ستاره !سفره ی ما بی تو خالی از سین است 
به دامنت نرسد دست و از فراغ تو دل
شبیه آنچه به تن کرده ای پر از چین است
سلام کردم و خندید ،ای خدا را شکر ... 
که در جواب دعا ،آنچه گفته آمین است ...
به چشم های تو سوگند ،بی تو می میرم ... 
به حال شاعر خود رحم کن که مسکین است 
سجاد شهیدی
امیر مومنان فرمودند:آنچه را که مردگان دیدند اگر شما می دیدید، ناشکیبا بودید و می ترسیدید، و سخن حق رامی شنیدید و فرمان می بردید.ولی آنچه آنها مشاهده کردند بر شما پوشیده است، و نزدیک است که پرده ها فروافتد. (مرگ به سراغ شما آید و پشت پرده غیب را مشاهده کنید) #نهج‌البلاغه #خطبه20
خداوند آرامشی عطا فرما تا بپذیرم، آنچه را که نمی توانم تغییر دهم شهامتی عطا فرما تا تغییر دهم، آنچه را که میتوانمو دانشی عطا فرما تا تفاوت این دو را بدانم پروردگارا مرا فهم ده تا متوقع نباشم، دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند آمین ؛)
منقول است که حضرت امیرالمومنین علی علیه السّلام فرموده اند: «العِلمُ نُقطةٌ کَثّرَها الجاهلون؛ علم، تنها یک نقطه است که جاهلان آن را زیاد و تکثیر کرده‌اند».پ‌ن۱: در روایت دیگری از حضرت علی علیه السلام نقل شده است: تمام آنچه در «قرآن» است، در «سوره حمد» است، و آنچه در «سوره حمد» است، در «بسم الله الرحمن الرحیم» است، و آنچه در «بسم الله الرحمن الرحیم» است، در «باء بسم الله» است و آنچه در «باء بسم الله» است در «نقطه‌ی باء» است و «من نقطه زیر
کتاب"در باب حکمت زندگی" از مسیر رسیدن به سعادت میگه البته معتقد هستند که کدام سعادت پسر خوب؟!  بهترین زندگی آنی است که بتوانی خودت از رنج  دور نگه داری و همچنین زیاد به خوشی ها و زیبایی های ظاهری دل نبندی....
در میان آنچه داریم، آنچه می نماییم و آنچه شخصیت ماست، این شخصیت است که می تواند ما را به راه درستی رهنمون کند و البته داشتن زندگی فکری و همچنین حدی از ثروت برای رسیدن به زندگی میانه مسیر را برایمان پذیرشش را آسان می کند... 
 
باید در حال زندگ
ایستاده‌ام بر دو راهی تردید. بر مسیر ندانستن. بر جاده تصمیم نگرفتن. در راه نخواستن.
آنچه کشته‌ام را امروز باید درو کنم و چه سخت است اگر امروز مزرعه را ملخ‌های بی‌فکری و سستی چنین ویران کرده باشند که جستن دانه گندمی، به آرزو ماند.
نشنیدم و عمل نکردم و همت نبستم هر کار که شاید و آن کار که باید.
پشیمانی و حسرت، خوب است برای درس گرفتن نه برای مانع شدن و از کار - پیش از قبل - افتادن.
«گذشت آنچه گذشت، و کجاست آنچه خواهد آمد؟ برخیز و دریاب آنچه هست را،
آنچه با منطق بدست ناید به منطق هم عمل نخواهد کرد .
ترنس / نمایشنامه نویس لاتین
+اشاره شده در کتاب درمان شوپنهاور نوشته اروین یالوم / ص297
++زبان منطق انسان ؛ زبان منطق غریزه نیست . پس پشت ماجراها چیزی مهمتر نهفته است . آنچه طبیعت میخواهد و ما در خیال خام انتخاب به خودفریبی مشغول !
خدایا! به من صبر عنایت کن تا در آنچه مؤخر داشته ای عجله را دوست نداشته باشم، و در آنچه تعجیل میفرمایی تأخیر را دوست نداشته باشم. درباره ی آنچه پنهان کرده ای آشکار شدن را و درباره ی آنچه کتمان کرده ای جستجو را دوست نداشته باشم. در تدبیر تو بحث نکنم و نگویم: «چرا؟» و «چگونه؟» و «چرا ولیّ امر ظاهر نمیشود، درحالیکه زمین از ستم پر شده؟» بلکه همه امورم را به تو بسپارم.
+ صدایت می زنم، سلامت می دهم، دعایت می کنم - محمدباقر انصاری
وای که اگر آنچه می‌دیدم آنچه می‌دیدم بود. انتظار نبود، تلخی و شیرینی‌اش همان بود که بود، نه چیزی که ساخته‌ی من باشد. اگر هیچ‌چیز به‌ نامِ من‌، ذهن، حساب، برنامه، مرز، اشتباه و ترس از اشتباهی در میان نبود، تنها یک راه وجود داشت. زندگی را همانجا که می‌دیدم، بغل می‌گرفتم و می‌‌دویدم، فقط می‌دویدم. شاید گاهی هم می‌نشستم تا نفس تازه کنم و باز، می‌دویدم. بدون آنکه در غل و زنجیر مرزها و تعریفها و درست و نادرست‌‌ها دست و پا بزنم، تند و پرشتا
نمیدانم چه اتفاقی درحال وقوع بود، ذهنم به ناگاه پر شده بود و چیزهایی که می‌شنیدم همه جا همراهم بود،تمام لحظات در چشمم سیال بودند و آنچه در قلبم احساس می‌کردم گنگ اما آشنا بود، به سبکی پر قدم میزدم و به رهایی قاصدک هرجا که روزی رویایش را در سر داشتم، میرفتم، میخندیدم و تمام آینه انعکاس سرزندگی بود، آنچه تدریجا پیش آمده بود ناگهان سر برآورده بود و مرا میخواند، جدال تمام ناشدنی وجدان و شوق گلویم را میفشرد اما چشم هایم را بسته بودم و پیش میرفت
«معبودا! بر محمد و خاندان او درود فرست و مرا به تقدیر خود خوشنود ساز، و سینه ام را نسبت به موارد حکم خود گشاده گردان، و به من اعتمادی عطا فرما تا به سبب آن اعتراف کنم که تقدیرت جز به نیکی جاری نگشته است و سپاسم را برای خودت نسبت به آنچه از من بازداشته ای، افزون تر از سپاسم نسبت به آنچه عطایم کرده ای، قرار ده»
کلام حضرت در دعای سی و پنجم صحیفه
اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند ، بهتر از آن است که سخن بگویی و خاموشت کنند
مناعت، بین خودستائی و خودهیچ‌انگاری است
مرد کامل آن است که دشمنان از او در امان باشند، نه آنکه دوستان از او بهراسند
خردمند آنچه را که می‌داند نمی‌گوید و آنچه را که بگوید می‌داند
مردی نیک بخت است که از هر کار نادرستی که از او سر بزند، تجربه‌ای تازه به دست آورد
ادامه مطلب
آنچه می‌ماند به یک جا خوشنیست، مرده‌ است به حاشا خوش
ذرّه‌ی حق همیشه در گردش گه به صحرا و گه به دریا خوش
تو ستاره‌ای، خیال شر سوزان وین ولایت به سودا خوش 
گر به ضرب چرخ همی رقصی زاده‌ی چرخی و به بلوا خوش
ورنه تو عمودِ بیداری بر فراز زیر و زیرا خوش 
شاهد دلم دوش می‌گفت حلمیا این دم دمیرا خوش
موسیقی: Tomaso Albinoni - Adagio in G Minor
وقت آن شد آنچه می‌دانی کنیاندکی گاهی پریشانی کنی
اندکی از خویشتن بیرون پریماورای هر چه می‌خوانی کنی
از حجاب عقل‌ها سر برکشیپا دهد رقصی به عریانی کنی
شعله‌ای گرم از درون سینه‌اتوقف این دنیای یخدانی کنی 
وقت آن شد ساز شیدایی زنیشکرگویان رقص سبحانی کنی
منقضی شد کودکی و بی‌رهیتو رهی رفتی که رهرانی کنی
تا بگیرد پر دو دستان دعاهمچو بازان رزم روحانی کنی
عاشقا ناسازها در سوزترآب هم بر هر چه سوزانی کنی
از سفر بازآمده بسیار نیستحلمیا وقت است چو
حرفی را که می خواهم بگویم ذیگری بهتر و زیباتر بیان کرده،آیا همه ی آنچه تا به حال باید گفته میشد گفته نشده ست؟آیا حرف های ما همه تکرار گفته شده ها نیست؟چه چیز جز فراموشی و بی عملی 
می تواند باعث بازگویی دوباره ی حرفمهایمان شود؟چند وقت است کلام نویی نشنیده ایم؟
در جهانی که سکوت کمتر احترام برانگیز و دور از دسترس است همچنان به حرف زدنهایمان ادامه میدهیم
و ادامه میدهیم و...
چه حفره‌ی عمیق افتاده بین آنچه که من شده است ، با آنچه که من ‌دلش میخواست که بشود و حالا گم و کمرنگ شده پشت سالها حرف و فکر و دروغ . من هرروز صبح که بیدار میشود ، از خود روز گذشته‌اش، از حرفهایی که زده و کارهایی که کرده ، حتی از تمام فکرهای به زبان نیاورده‌اش متنفر است . از خودش عذاب میکشد ، از خودش درد می‌شود، به خودش زخم میزند . انگار که چیزی ، تعارضی ، یک چیز لعنتیِ نامشخص، بزرگ شده باشد و ریشه دوانده باشد و خودش را چپانده باشد میان روحش .
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل 
انسانها آنچه را که دوست دارند میشنوند و آنچه در راستای منافعشان باشد را سریع و راحت قبول میکنند.
به عنوان مثال شخصی که به حافظ علاقه دارد،هرچه از فضائل حافظ بشنود را براحتی می پذیرد ولی اگر کلامی بر خلاف میلش بشنود از شما سند و مدرک میخواهد،
در صورتی که یک فرد شیعه وظیفه دارد در هردو مورد دنبال سند و مدرک باشد چه وقتی آنچه دوست دارد میشنود چه وقتی آنچه دوست ندارد میشنود
بدون شک جوابی
آنچه باید درباره سلامت گوش بدانید
 متخصص گوش و حلق و بینی و رئیس اداره سلامت گوش و شنوایی وزارت بهداشت در گفتگو با برنامه «مجله پزشکی» در مورد موضوع سلامت گوش گفت : بهترین کاری که ما می‌توانیم برای گوش، این سیستم پیشرفته و مهم، انجام دهیم مراقبت از آن است، باید دانست، به محض اینکه گوش های ما آسیب می بینند، شروع به ترمیم کردن خود می کنند.

ادامه مطلب
Reza Bahram
Atash
#RezaBahram
من پریشان شده ی
موی پریشان توام
کفر اگر نیست بگویم
که مسلمان توام
من گرفتار تو و 
موی سیاه تو شدم
من سرکش به خدا 
رام و به راه تو شدم
وای من هر نفست 
معجزه ای تازه کنم 
عشق آمد که مرا 
با تو هم اندازه کند
من که آتش شده ام به 
که تو دریا داری 
بی سبب نیست که در 
ساحل من جا داری
ماه کامل شده ای 
چشم حسودانت کور 
آنچه خوبان همه دارند
 تو یک جا داری
آنچه خوبان همه دارند
 تو یک جا داری 
لحن زیبای تو و 
چشم سیاهت ای وای
 دلربایی و دل آرا
اگر حق با شماست،  به خشمگین شدن نیازی نیست؛و اگر حق با شما نیست، هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید!صبوری با خانواده عشق است،صبوری با دیگران احترام است،صبوری با خود اعتماد به نفس استوصبوری در راه خدا، ایمان است.اندیشیدن به گذشته اندوه، و اندیشیدن به آینده هراس می آورد؛به حال بیاندیش تا لذت را به ارمغان آورد.
در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا؛
زیرا هر آنچه زیباست، همیشه خوب نمی‌ماند؛
اما آنچه خوب است، همیشه زیباست.
گر حق با شماست، به خشمگین شدن نیازی نیست؛و اگر حق با شما نیست، هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید!صبوری با خانواده عشق است،صبوری با دیگران احترام است،صبوری با خود اعتماد به نفس استوصبوری در راه خدا، ایمان است.اندیشیدن به گذشته اندوه، واندیشیدن به آینده هراس می آورد؛به حال بیاندیش تا لذت را بهارمغان آورد.در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا؛ زیرا هر آنچه زیباست، همیشه خوب نمی‌ماند؛اما آنچه خوب است، همیشه زیباست
«خداوند» که نیست خدایی مگر آن زنده پاینده ، خواب سبک و سنگین درنگیردش، آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست ، کیست آنکه نزد او شفاعتی کند؟ مگر به اذن او ، می داند ، آنچه در پیش روی و پشت سر دارند، و به چیزی از علم او احاطه نیابند، مگر بر آنچه بخواهد، کرسی فرمانروایی اش آسمانها و زمین را فراگرفته، و نگهداشت آنها بر او آسان است، و اوست والای عظیم (255)  در دین اکراه نیست، راه فرا رفتن از فرو رفتن به روشنی بیان شده است، و هرکس به طاغوت کافر و به خدای
«یادت باشد: کسانی که به آن‌ها عشق می‌ورزیم، از بیشترین قدرت برای آزردن ما برخوردار هستند!/ فراموش نکن: بی‌گناه واقعی کسی است که علاوه‌برآنکه بی‌گناه است، دیگران را نیز بی‌گناه می‌داند!/ در پشت سر هر انسان موفق، سالیان بسیاری از ناکامی نهفته است!/ به خاطر بسپار: اگر با آنچه دارید و با همین شرایط –همین حالا- نتوانید خوشحال باشید، وقتی آنچه را می‌خواهید به دست آوردید نیز خوشحال نخواهید شد!

ادامه مطلب
گفتم: نمی دانم چه کنم، تو بگو؟پرسید: از چه؟گفتم: از همه تقلاهایم، از همه خواسته هایم، از همه رویاها، از همه از دست دادن ها، از همه... او فقط میخندید.گفت: گاهی از دست می دهی که بدست آوری و گاهی بدست می آوری که از دست بدهی.خنده ام چیزی شبیه به کنایه بود، گفتم: ولی از دست دادن همیشه بدست آوردن نیست، گاهی باختن است که با هیچ بردی نمی توان جبران کرد.انتظار نداشت این حرف را بزنم، بلند شد، آفتاب را با چشم هایش بدرقه کرد، گفت: آنچه به تو داده می شود مصلحت د
پیرزنی در خواب خدا رو دید و به او گفت:خدایا من خیلی تنهام، مهمان خانه من می شوی؟! خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش می رود...پیرزن از خواب بیدار شد و با عجله شروع به جارو زدن خانه اش کرد..!رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود رو پخت.سپس نشست و منتظر ماند...چند دقیقه بعد درب خانه به صدا در آمد...پیرزن با عجله به سمت در رفت و اون رو باز کردپیرمرد فقیری بود، پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهدپیرزن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در
 
 
بسم اللّٰه الرحمن الرحیم
 
گر چه در چشمان تو عمری فقط تردید بود 
آنچه در قلبم همیشه داشتم امّید بود 
 
توی دنیا لحظه ای را با تو بودم ، بعد آن 
تا قیامت بر سر آن لحظه ها تشدید بود 
 
با تو شیطان هم خیال سجده دارد در سرش 
ما همه سیّاره و چشمان تو خورشید بود
 
بس که شیرین است و خوش موسیقی گفتار تو 
هر زمان نام مرا بردی همان دم عید بود
 
زیر بار وسوسه این توبه را خواهم شکست 
بی گمان لب هایت آن میوه که حوّا چید بود 
 
با سخن چینان بگویید او نمی افتد
حضرت می­فرماید: سیاست آن است که حقوق خداوند، و حقوق زنده‌­ها، و حقوق مرده‌­ها را رعایت کنی.
 اما حقوق خداوند؛ پس عبارت است از انجام آنچه که خواسته خداوند است و پرهیز از آنچه که او نهی کرده است.
     و اما حقوق زنده‌­ها، 
آن است که به وظیفه خود در برابر برادرانت عمل کنی و از خدمت امت خویش بازنمانی 
و تا زمانی که ولی امر مسلمین با امت خود صادق است، با او صادق باشی 
و هنگامی که وی از راه راست منحرف شد، عقیده‌­ات را رودرروی او اظهار کنی 
     و ام
لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ
هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید، (در راه خدا) انفاق کنید؛ و آنچه انفاق می‌کنید، خداوند از آن آگاه است. (٩٢)

لَیْسُوا سَوَاءً مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ
آنها همه یکسان نیستند؛ از اهل کتاب، جمعیّتی هستند که
ادام
بسم اللّٰه الرحمن الرحیم
گر چه در چشمان تو عمری فقط تردید بود 
آنچه در قلبم همیشه داشتم امّید بود 
توی دنیا لحظه ای را با تو بودم ، بعد آن 
تا قیامت بر سر آن لحظه ها تشدید بود 
با تو شیطان هم خیال سجده دارد در سرش 
ما همه سیّاره و چشمان تو خورشید بود
بس که شیرین است و خوش موسیقی گفتار تو 
هر زمان نام مرا بردی همان دم عید بود
زیر بار وسوسه این توبه را خواهم شکست 
بی گمان لب هایت آن میوه که حوّا چید بود 
با سخن چینان بگویید او نمی افتد ز چشم 
او تما
بسم اللّٰه الرحمن الرحیم
گر چه در چشمان تو عمری فقط تردید بود 
آنچه در قلبم همیشه داشتم امّید بود 
توی دنیا لحظه ای را با تو بودم ، بعد آن 
تا قیامت بر سر آن لحظه ها تشدید بود 
با تو شیطان هم خیال سجده دارد در سرش 
ما همه سیّاره و چشمان تو خورشید بود
بس که شیرین است و خوش موسیقی گفتار تو 
هر زمان نام مرا بردی همان دم عید بود
زیر بار وسوسه این توبه را خواهم شکست 
بی گمان لب هایت آن میوه که حوّا چید بود 
با سخن چینان بگویید او نمی افتد ز چشم 
او تما
#حدیث_مهدوی
احادیث عن الامام المهدی(عجله الله تعالی فرجه الشریف)
فلیعمل کلُ أمرءٍ منکم بما یقربُ به من محبتنا، ویتجنب ما یدنیه من کراهیتنا وسخطنا
ای شیعه ما 
هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مى‌سازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند.
منابع:تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) / مقدمةج 1 / 38 / 13 - التوقیعان المبارکان ..... ص : 37الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی) / ج 2 / 498 / ذکر طرف مما خرج أیضا عن صاحب الزمان ع
این روزها حالی دارم که نمی دانم به مناسبت افزایش سن است و گذر عمر یا معلمی کردن و کسب تجربه.چقدر نیاموخته دارم و چقدر بیهوده و کم عمق است آنچه که خیال میکردم آموخته ام و در دست دارم.کاش آن زمان که خام بودم و بی تجربه و به دنبال بطالت و لذت، میفهمیدم و میدانستم آنچه امروز میدانم و میفهمم را.آن زمان دلسوز خودم نبودم و امروز هم.آن زمان سر به هوا بودم و امروز هم.درس زندگی باید آموخت. درسی برای تمام عمر و تمام ابعاد زندگی، که غیر ازین بی حاصلی و بی خبر
 آنچه
پنهان
 در میانِ سینه باشد
عشـــــــق نیست
عاشقان با رسم رسوایی به 
میدان می روند.....
+ من اینجا چه می کنم؟
شاید همینجا میدان جنگ من باشد
کنار این کتابها وجزوه ها و...
ولی خدا نکند میدان جهاد جای دیگری باشد
و نفسم بدینجا کشانده باشدم!!!
خدایا! آخرین باری که به ملاقات پدرم رفتم، چهارده معصوم را به نام خواندم و پدرم را به تو سپردم. و نمیدانستم آخرین بار است. دانسته بودم همه چیز در ید قدرت توست و به جای دست و پا زدن در راه حلهای زمینی، تسلیم اراده تو شدم. الان هم که به خیال خودم راهکارها، و به علم تو دست و پا زدنهایم ته کشیده، باز تو را میخوانم و خودم را به تو میسپارم. دانستم که تا تو نخواهی هیچ چیز به سرانجام نمیرسد. و اگر تو اراده کنی، هیچ چیز مانع تحقق اراده ات نخواهد بود. توان و ا
‌ گاهی فراتر از آنچه که هست بیاندیش،
 چشم باز کن ومتفاوت ببین... 
پای فکرت را زنجیر نکن،
 فرصت پرواز را از خودت نگیر... 
شخصیت خویش را چنان بساز 
که  
در زندگی دنبال غمخوار یا فردی که کمبودهایت را پر کند نباشی، 
ضعف هایت را با مهارتهای فرد مقابلت برطرف نکن بلکه با آموختن مهارتهای زندگی آنها را رفع کن
و به یاد داشته باشیم که
آسمان، سقف آرزوهاى ما را محدود نمیکند،
ذهن خودمان، محدودیت ها را برایمان درست میکند…
                                         
بسم اللّٰه الرحمن الرحیم
گر چه در چشمان تو عمری فقط تردید بود 
آنچه در قلبم همیشه داشتم امّید بود 
توی دنیا لحظه ای را با تو بودم ، بعد آن 
تا قیامت بر سر آن لحظه ها تشدید بود 
یک طرف زلفی پریشان ، یک طرف عطر بهشت
زندگی در چشم من تردید در تردید بود
با تو شیطان هم خیال سجده دارد در سرش 
ما همه سیّاره و چشمان تو خورشید بود
بس که شیرین است و خوش موسیقی گفتار تو 
هر زمان نام مرا بردی همان دم عید بود
زیر بار وسوسه این توبه را خواهم شکست 
بی گمان لب های
The hardest battle that you have to fight in it, Is the battle between what you feel and what you knowسختترین نبردى که باید در آن بجنگى؛ نبردیست میانِ  آنچه حس میکنى و آنچه میدانى... .

سلام... ممنون از کسایی که گزینه قطع دنبال رو نزدن :) 
نپرسین شما کی هستی دیگه!! :) شاید بعدا خودتون متوجه بشین :) این وب یه دفترچه
یادداشته... پس می نویسم هرچی که از مغزم عبور کنه. مخلص همگیتون تا پست
بعدی.
انسان کامل
امیرمؤمنان علی علیه السلام در توضیح ویژگی های انسان کامل در قالب شرح حال
یکی از برادران دینی شان چنین فرمود: «در گذشته، برادری دینی داشتم که در
چشم من بزرگ مقدار بود؛ چون دنیای حرام در چشم او بی ارزش می نمود و از شکم
بارگی دور بود، پس آنچه را نمی یافت، آرزو نمی کرد و آنچه را می یافت
زیاده روی نداشت. در بیشتر عمرش ساکت بود؛ اما گاهی که لب به سخن می گشود،
بر دیگر سخنوران برتری داشت و تشنگی پرسش کنندگان را فرو می نشاند. به
ظاهر، ناتوا
آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی آموزند ،
وجدان هستی را مجبور می کنند تا آن اتفاقات را
تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند تا
به فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار می خواهند
آموزش دهند، یاد بگیرد !
آنچه که انکار می کنید ، شما را شکست میدهد !
آنچه که قبول می کنید ، شما را تغییر می دهد!
ادامه مطلب
دوستت می دارم چون عشق مادری به فرزند
چون لبان تشنه طفلی در جستجوی پستان مادر
چون اشتیاق  خاک تفتیده در آرزوی قطره های باران
تا بروید بر آن گلها و علفها وبخوانند پرندگان
دوست می دارم نه تنها تو را بلکه هر آنچه تو را در بر بگیرد
و هر آنچه که تورا لمس کند
هر آنچه که دوست می داری را دوست دارم
آه ای زیبای من
ای عطر تو بهترین عطرها 
کلامت دلنشین ترین نغمه ها
و نگاهت دلفریب ترین نگاهها
موهای پریشان در بادت آفریننده زیباترین لحظات اند
ای عشق زیبای وجو
The hardest battle that you have to fight in it, Is the battle between what you feel and what you knowسختترین نبردى که باید در آن بجنگى؛ نبردیست میانِ  آنچه حس میکنى و آنچه میدانى... .

سلام... ممنون از کسایی که گزینه قطع دنبال رو نزدن. نپرسین شما کی هستی دیگه!! :) بعدا خودتون متوجه میشین :) این وب یه دفترچه یادداشته... پس می نویسم هرچی که از مغزم عبور کنه. مخلص همگیتون تا پست بعدی.
78-  من کلمات کان (علیه السلام)
> یدعو بها <
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَیَّ بِالْمَغْفِرَةِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی مَا وَأَیْتُ مِنْ نَفْسِی وَ لَمْ تَجِدْ لَهُ وَفَاءً عِنْدِی اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی مَا تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَیْکَ بِلِسَانِی ثُمَّ خَالَفَهُ قَلْبِی اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی رَمَزَاتِ الْأَلْحَاظِ وَ سَقَطَاتِ الْأَلْفَاظِ وَ شَهَوَاتِ الْجَنَانِ وَ هَفَوَاتِ ال
کُن آخَذَ النّاسِ بِما تَأمُرُ بِهِ ، و أکَفَّ النّاسِ عَمّا تَنهى عَنهُ .
امام على علیه السلام : به آنچه فرمان مى دهى، خودْ بیش از همه عمل کن و از آنچه باز مى دارى، خودْ بیش از همه خوددارى کن
میزان الحکمه جلد هفتم
محمّد محمّدی ری شهری
صفحه 345
انسان کامل
امیرمؤمنان علی علیه السلام در توضیح ویژگی های انسان کامل در قالب شرح حال
یکی از برادران دینی شان چنین فرمود: «در گذشته، برادری دینی داشتم که در
چشم من بزرگ مقدار بود؛ چون دنیای حرام در چشم او بی ارزش می نمود و از شکم
بارگی دور بود، پس آنچه را نمی یافت، آرزو نمی کرد و آنچه را می یافت
زیاده روی نداشت. در بیشتر عمرش ساکت بود؛ اما گاهی که لب به سخن می گشود،
بر دیگر سخنوران برتری داشت و تشنگی پرسش کنندگان را فرو می نشاند. به
ظاهر، ناتوا
بسم‌الله الرحمن الرحیم
جناب آقای ذوالنور
آنچه امروز با آبروی شیعه و علمای شیعه بازی میکند،
آنچه امروز باعث بی اعتباری علمای شیعه و وهن شیعه میشود
آنچه امروز باعث دین ستیزی جوانان و پناهندگی به غیراز نهج‌البلاغه شده است
اشرافی گری و اختلافات طبقاتی واختلاس های نجومی و بی پایان و حقوق نجومی مسئولان و فاصله خادمین ملت از نهج‌البلاغه است یا دیدار چند نماینده با خاتمی؟!؟
آقای ذوالنور
چه زیباست اگر میان خوب و خوب تر ،درایت داشته و خوب تر را ان
قبول حقیقت هرچند تلخ و سخت باشه اما محصولش آرامشه
آرامشی که شاید خودمون باعث دریغ شدنش شده باشیم 
"حقیقت مثل مرگ عزیز میمونه " باید باورش کنی تا بتونی روز به روز باهاش کنار بیای ...
باید
بعد شنیدنش دِق کنی ی دور باید ثانیه به ثانیه شنیدنش رو آویزه گوشت کنی
 و پشت گوش بندازی ...و دیگه به اون شنیده ها فک نکنی ..
حقیقت فرایند مقدسی شده واسه من چون خیلی دنبالش بودم هرچند کنارْدستم بود و نخواستم باورش کنم ...
من باور می کنم در این لحظه که بیشتر آنچه بای
آنچه که مستکبران عالم و در رأس آنها آمریکا از کشورهای در حال توسعه و جهان سوم و غیره می‌خواهند، آن است که دستگاه‌های حاکم بر این کشورها، دربست تسلیم سیاست‌های آمریکا باشند. اگر این امر حاصل شود، آن کشور و دولت و مسئولان، از نظر دولتمردان آمریکا مردمانی قابل قبول و بی‌اشکالند. [در غیر این صورت] این کشور از نظر آنها مردود است.فصل اول: مبانی، خصوصیات و مواجهات انقلاب اسلامی ایران 
بسم الله الرحمن الرحیم
از شروط اصلی وازلوازم پایه و اساسی سلوک الی الله سکوت است و سخن گفتن در حد رفع نیازهای واجب.
سالک الی الله ساکت است مگر آنکه از او سؤالی پرسیده شود و او طبق حقی که سائل ازمسئول دارد به قدرضرورت پاسخ میدهد.
آنچه سالک الی الله بر زبان جاری می‌کند از یقینیات اوست واگر تردید داشته باشد از گفتن نمیدانم شرم و حیا ندارد و باکمال تواضع می‌گوید نمیدانم.
خداوند به همه ما توفیق بندگی عنایت فرماید
آنچه از یقینیات این حقیر است 
این
گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه
گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه
هرچه گویی دوستت دارم بجز تکرار نیست
خو نمیگیرم به این تکرار طوطی وار نه
تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا
دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه
قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان
بار دیگر میکنم خواهش ولی اصرار نه
گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه
میروی اما خودت هم خوب میدانی عزیز
میکنی گاهی فراموشم ولی انکار نه
سخت میگیری به من با این ه
آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی‌آموزند، وجدان هستی را مجبور می‌کنند تا آن اتفاقات را تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند تا به فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار می‌ خواهند آموزش دهند، یاد بگیرد.
آنچه که انکار می‌کنید، شما را شکست می‌ دهد. آنچه که قبول می‌کنید، شما را تغییر می‌دهد.
زندگى و انسان زیستن
کارل گوستاو یونگ
دکتر علی شریعتی:
همه بشرند اما فقط بعضی ها انسـان اند ...

ژوبرت:
برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم 
اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم، احتیاج به جوانی دارم.

  چرچیل:
بزرگترین درس زندگی اینست که گاهی احمق ها درست می گویند.

  جک لندن:
هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟!
ادامه مطلب
چشم هایش گفته بودند برگرد. 
می خیالم او به من هر آنچه گفت دروغ بود. 
حرف هایش، خنده هایش، ناله هایش...
چشمکِ قلبِ نگارینش، حرف های لا جوردینش...
بی فروغ بود!
****
قایقی پهلو گرفته کُنج دریای وصالش
خواب شیرینِ دویدن پی او در دشت و گل ها
رقص با او ، رقص با ساز مخالف در خمِ او
گفته هایش، هدیه هایش، ساترِ پلکِ بلندش
می شوم محوِ کمندش!
****
ای دل دیوانه خاموش!
تا قیامت از تو بیزار
مست و بی خواب، خار و خاشاک، بوی رختِ تنِ عاشق
مستِ یک دیده ی بیمار...
****
غصه آمد
#مناجات_شعبانیه
#سید_مهدی_شجاعی
 به من نگاه کن، وقتی که با تو راز و نیاز می کنم، که من گریخته ام به سوی تو اینک، و در میان دست های توام، خسته و درمانده و زمین گیر؛ در آغوش تو، زار زار گریه می کنم و همه ی امیدم به توست و آنچه نزد تو.
تو می دانی که در درون من چه می گذرد؛ تو از نیازهای من با خبری؛ تو مرا خوب می شناسی. و هیچ چیز از تو پوشیده نیست.
تو می دانی که من اکنون در کجا ایستاده ام؛ به کدام سو خواهم رفت، در کجا اقامت خواهم کرد و گاهِ بازگشتن من کجاست.
خب یه وقت هایی هم حرف های آدم ته میکشه حتی اگر مخش سوخته باشه
یکی از دیوار نویس ها خواستند که از ندای درون هم بگیم
من خیلی نمیدونم اما به عنوان طرح بحث این که:
ندای درون را به مثابه وجدان میشه دربارش حرف زد
ندای درون را به مثابه محاکات یعنی همگرایی حس جمعی آنچه در حج هم هست میشه دربارش حرف زد
ندای درون را به مثابه الهام آنچه در حل مسأله به کار میرود میشه دربارش حرف زد
ندای درون را به عنوان پیام هایی از درون شخصیت ناشناخته خود میشه دربارش حرف
خیلی حس خوبی دارم :)
خیلی به آینده خوش بینم :)
سه روز دیگر تا پایان تیر مانده. و آن وقت یک ماه از تابستان تمام می شود. احساس می کنم در آغاز رویاهایم ایستاده ام. احساس می کنم آن حس آسان گیری‌یی که آدم را به سطح می کشاند و درم نفوذ کرده بود دارد می رود. دارم برمی گردم به آنچه که باید باشم. دارم می روم به سوی آنچه که باید باشم.
هیچ احساسی بهتر از رضایت درونی نیست. نمی ترسم. همانطور که تا حالا انجامش دادم باز هم خواهم داد :)
برایم کاری ندارد. لذت بخش است. ه
آنچه قبل از ازدواج باید بدانیم







 
 
چنان ارتباط عمیق وهمه جانبه ای می شود که
بی هیچ شک وشبهه ای قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی
باشد به نحوی که قرارداد ناشی از آن دارای نوعی تقدس شده است .ازدواج مساله
بسیار مهمی است که بسیاری از جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان
را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
ادامه مطلب



آنچه قبل از ازدواج باید بدانید




 
 
چنان ارتباط عمیق وهمه جانبه ای می شود که
بی هیچ شک وشبهه ای قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی
باشد به نحوی که قرارداد ناشی از آن دارای نوعی تقدس شده است .ازدواج مساله
بسیار مهمی است که بسیاری از جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان
را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
ادامه مطلب
داشتن مسئله‌ی اصلی نیست. داشتن "آنچه که نیست" میچسبد. نمونه اش همین خنکای شب های تابستان است که حسابی خر کیف میکند آدم را. برعکس خنکای پاییز.
پ.ن:
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
(مولانا)
دعای روز بیست‌و‌چهارم ماه مبارک رمضان
ای خدایی که زود راضی می‌شوی و با بی‌کران رحمتت، توبه‌کنندگان را می‌نوازی، نمی‌گویم از من راضی باش و چنانم کن که مورد رضایت حضرتت باشم؛ چون باور دارم که چنین درخواستی گستاخی بزرگی است؛ من که هستم و چه دارم که از درگاه کبریایی‌ات طلب رضایت کنم!؟ بلکه با تمام جان از درگاهت مسئلت دارم که مرا به مقام رضا برسانی و از خودت راضی کنی؛ آنگاه هرگز نخواهم خواست جز آنچه را که رضای تو در آن است.یا سریع‌الرضا در ا
سلام.من حوریه ام.می نویسم برای دلم.برای خودم و فقط خودم و فقط خود خود خودم...
-تویی در من نهان است
کاش عشق را زبان سخن بود و کاش ادمی بلد بود شمع بودن را، پروانه بودن را..
کاش هر چیزی در زمان مناسب خودش رخ می داد و کاش حسین علیه الاف تحیه و سلام نگاه کند به قلبت که قلب من است که من و تو یک قلب داریم در دو بدن..
کاش خوب باشم که یعنی کاش تو خوب باشی
می خواهم بگنجانم در کلمات قصار وحدتم را با تویی که همیشه در قلبم که نه ، صاحب قلبم هستی و خواهی بود حتی اگر م
تمام آنچه ک بدان طغیان می کنی، از پس حس امنیتِ بزرگ منشانه پدرت است و تو از دنیای آن بیرون، هیچ نمی دانی. مگر عکس هایی ک توی قاب مستطیل شکلِ کوچک تلفن همراهت دیده ای. یا تمام نجواهای زیبایی ک از آهنگ ها شنیده ای؟ تمام آنچه ک باور کرده ای و به رویش، قدم بر می داری. نه حقیقت، تنها تلقین است. آن صورت صاف و ساده ات آن بیرون برای آدم ها، زیادی رنگین است. برای تو کارنامه عمل خلق، خلاصه ای از جنایات ننگین است. زندگی در خیابان موش ها؟ تویی ک زاده ی دربارِ ق
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
از شروط اصلی وازلوازم پایه و اساسی سلوک الی الله سکوت است و سخن گفتن در حد رفع نیازهای واجب.
سالک الی الله ساکت است مگر آنکه از او سؤالی پرسیده شود و او طبق حقی که سائل ازمسئول دارد به قدرضرورت پاسخ میدهد.
آنچه سالک الی الله بر زبان جاری می‌کند از یقینیات اوست واگر تردید داشته باشد از گفتن نمیدانم شرم و حیا ندارد و باکمال تواضع می‌گوید نمیدانم.
خداوند به همه ما توفیق بندگی عنایت فرمای
تمام آنچه ک بدان طغیان می کنی، از پس حس امنیتِ بزرگ منشانه پدرت است و تو از دنیای آن بیرون، هیچ نمی دانی. مگر عکس هایی ک توی قاب مستطیل شکلِ کوچک تلفن همراهت دیده ای. یا تمام نجواهای زیبایی ک از آهنگ ها شنیده ای؟ تمام آنچه ک باور کرده ای و به رویش، قدم بر می داری. نه حقیقت، تنها تلقین است. آن صورت صاف و ساده ات آن بیرون برای آدم ها، زیادی رنگین است. برای تو کارنامه عمل خلق، خلاصه ای از جنایات ننگین است. زندگی در خیابان موش ها؟ تویی ک زاده ی دربارِ ق
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند..  /\   /\
 
 
#حدیث_مهدوی 
کلام امام زمان(عج)
فلیعمل کلُ أمرءٍ منکم بما یقربُ به من محبتنا، ویتجنب ما یدنیه من کراهیتنا وسخطنا
ای شیعه ما هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مى‌سازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دور
بسم الله الرحمن الرحیم
زیباترین ویژگی شیعیان.آزادی و آزادگی ایشان است که حتی در سخت ترین شرایط زندگی تن به ذلت و خاری نمی‌دهند.
آنچه بر زبان می آورد حقیقت محض است،خواه در تعریف باشد یا در انتقاد...
شیعه نه بدون دلیل محکم از کسی تعریف و تمجید میکند
و نه بدون دلیل و مدرک محکم از کسی انتقاد می‌کند
شیعه میداند برای هر حرفی که بر زبان یا بر قلم می آورد باید پاسخگو باشد
به امید آنکه بدون دلیل حرفی را بر زبان نیاوریم و آنچه میگوییم برای تقرب هرچه بیش
ایجاد یک وب سایت
اکثر مشتریان انتظار دارند که بتوانند کسب و کار شما را در اینترنت پیدا کنند. این که آیا شما آنلاین محصولات خود را به فروش می رسانید و یا فقط می خواهید اطلاعاتی در مورد کسب و کار و جزئیات تماس شما ارائه دهید، داشتن یک وب سایت تقریبا ضروری است.
ایده خوبی است که قبل از اینکه شروع به ایجاد آن کنید، در مورد آنچه که شما با وب سایت خود امیدوار است، فکر کنید. تحقیق در مورد وب سایت های رقبای خود می تواند به شما در درک بهتر آنچه که ممکن است
بسم الله الرحمن الرحیم
آنچه حقیر در آن تردید ندارم جسمانی بودن معراج رحمت العالمین پیامبر رحمت است.
آنچه حقیر را متحیر کرده است این است که
این وجودی که نور محض بود و رحمت مطلق،چگونه توانست بر روی زمین با این همه و حجاب و ظلمت در میان مردمی با سطح بالایی از غفلت و عصیان و خطا وجهالت بسربرد ...
وجود این وجود روحانی و لطافت و زیبایی و نور و رحمت در قالب خاکی وبدن مادی از بزرگترین عجایب خلقت و اوج ریاضت ایشان است در مسیر عبودیت،حال غزوه ها و آزارها
از نامهٔ ۳۱ نهج‌البلاغه؛ نامهٔ امیرمؤمنان به فرزندشان امام حسن علیهماالسلام
آغاز نامه: آبادانی جانفرزندم! اینک تو را سفارش می‌کنم به مراعات تقوای خداوند.دل و جان خویش را با موعظه، زنده و بالنده گردان و با زهد، بمیرانش (و سر هوس‌های ناروایش را با «پتک ریاضت» بکوبان!) و با یقین، توانمندش کن و با مرگ‌اندیشی، نرم و رامَش ساز. میزان کردار فرزندم! میان خود و دیگران، خویشتن را «میزان» کردار گذار! آنگاه: آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران نیز
 
ما نسبت به‌خود منتقدان بی‌رحمی هستیم و نکات مثبت خویش را کمتر می‌بینیم و بروز می‌دهیم. حقیقت دارد که تصورات ما در مورد خودمان، انعکاس تصورات دیگران درباره ماست. اگر احساس خوب نبودن، خستگی یا بیهودگی می‌کنیم مسلما ابتدا علتش این است که تصور می‌کنیم دیگران در مورد ما چنین پنداری دارند. 
ممکن است دیگران درباره ما اشتباه کنند یا اینکه ما خودمان خوبی‌های خویش را بروز نداده باشیم. هرگز یادمان نرود که اگر ما خود را دوست نداشته باشیم، هیچ کس
به بهانه دهمین همایش اختصاصی رشته‌مان بر آن شدم تا تجربیاتم از همایش‌هایی که حضور داشتم را بنویسم و البته روایتی از آغاز تا فرجام آنچه که در پیش داریم را بازگو کنم؛
در میان سرک کشیدن‌هایم در انتخاب مسیر به وبلاگ «قصه یک همایش» برخوردم (که الحق سنت پسندیده‌ای بود) و با خواندن هر پستش با واقعیت برگزاری یک همایش بیشتر آشنا شدم، گذشت و اولین حضورم در همایش در اردیبهشت ۹۵ رقم خورد، همایشی که حضور آدم‌هایش برایم ارزشمندتر بود تا موضوع آن، دوست
_حرف باد هواست؛ اما همین‌ که روی کاغذ نوشته شود دست از سرِ صاحبش بر نمی‌دارد. پس هر شب، قبل از خواب، هر آنچه را قرار است فردا انجام‌ دهید، بر روی کاغذ بنویسید.
_حرف باد هواست؛ به همین سبب قراردادها را روی کاغذ می‌آورند تا فراموش نشوند و نقض پیمان سخت‌تر شود. پس هر شب، قبل از خواب، هر آنچه را قرار است فردا انجام دهید بر روی کاغذ بنویسید.
_حرف باد هواست، از همین‌ رو متفکران و صاحب‌ نظران بیش از آنکه سخن‌ ور و صاحب‌ تریبون باشند، نویسنده‌اند و
مهم نیست که دیگران چه فکری می کنند 
مهم این است که شما بدهکار خودتان نباشید.. 
و بتوانید شب سرتان را راحت روی بالش بگذارید..♡

 
+ مردم مراقب باشید :  هر آنچه درباره ی دیگران بگویید 
درباره شما خواهند گفت
هر آنچه برای دیگری آرزو کنید 
برای خود آرزو کرده اید!
 
«راستی ای خدا! وقتی تو را دوست دارم، آنچه دوست دارم چیست؟ نه جسم است و نه تن، نه زیبایی گذران است و نه درخشش روشنایی، نه آوازی دلکش و نه گل‌ها و گیاهان خوشبو...! دوست‌داشتن خدا، دوست‌داشتن آن چیزها نیست، با این‌همه وقتی خدا را دوست دارم، روشنایی‌ای خاص، آوازی خاص و بویی خاص را دوست دارم، یعنی روشنایی و بوی درونی‌ام را، که روحم را روشن می‌کند! آنچه در مکان نمی‌گنجد، به صدا درمی‌آید، آنچه در زمان نیست ولی خودش هست!... این است آنچه دوست دارم ه
جملاتی زیبا درباره تجارت:
درآمد: هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.
خرج: اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.
پس انداز: آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.
ریسک: هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.
سرمایه گذاری: همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.
انتظارات: صداقت
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ
سوره نور آیه ۳۰
خداوند تو این آیه به مردان مومن تذکر میده.
خداوند می فرماید که به مردان مومن بگو چشم هایشان را بپوشند و دامن هایشان را حفظ کنند و این براشون بهتره و خداوند به آنچه می سازند آگاه است!
بله!
این است قرآن مسلمانان!
چندین قرن پیش در مورد علم روانشناسی صحبت کرده!
کجا؟!
همین جایی که گفته (بِمَا
چند روز بود دوباره مانیتور لپتاپم خراب شده بود، امروز بردمش تعمیر و باز رفتم مرکز تبادل کتاب، دامن از دست برفت و اینا رو خریدم :دیچند وقت پیش در‌به‌در دنبال یه جمله، بیت و ... بودم که بنویسم اول یه کتاب و پیدا نشد. امروز پیدا کردم ولی دیگه دیر شده، ایشالا کتاب بعدی :دی نکته آخر اینکه فریدون دختری به اسم بهار داره و شعر فریدون پر از بهارهمن با خیال خویش،با خوابهای رنگین،با خنده‌هایِ دخترِ دردانه‌ام «بهار»با آنچه شاعران به بهاران سروده‌اند؛
منظور نه دور نما نگر بودن است، نه افق آن است ک دریا و آسمان را بهم می رساند. منظور، ساعت ها، و حتا بیداری ها را در گوشه ای افتادن و جنازه وار زندگی کردن است. تنها پیدا کردن دستاویزی برای نفهمیدن گذر ثانیه ها، مشغول به انجام هیچ کاری. تنها، برطرف کردن ابتدایی ترین نیاز های فیزیکی فقط برای آنکه راحت تر هیچکار نکنیم. و چیزی مانع نشود، برای هیچ کار کردن. می دانی؟ نه. و تو آنقدر دوری ک دگر هیچ نمی دانی. نه، تو آنقدر رفتی ک حال تنها مانده برایت خیال پرد
چه خوب گفته نیچه که اگر مرگ پایان زندگی است مرگ اندیشی آغاز آن است آنچه که اندیشه مرگ بیش از هر چیز انسان را به خودم مشغول می کند واقعیت تنهایی ماست آن تنهایی که همه به نوعی از آن گریزان و ترسانند و کم یا بیش تلاش می کنند تا با توسل به انواع دل مشغولی ها از رنج آن تغافل کنند
شاید از تاثیرگذار ترین آیات قران آیاتی است که بیان این تنهایی و توجه دادن انسان به این نوع از مرگ اندیشی است اندیشه ای که می تواند او را از همه قید و بندهایی که مانع در دست یا
حالا که داری می آیی بیا، تمام بیا، و همه ی هست و نیست ات را برای باختن به میانه آر. بیا آن چنان که هستی، و میندیش به آن چه که خواهی شد. آنچه که بدان بدل خواهی شد هستِ حقیقی توست. آنچه که می بازی پشیزی نمی ارزد و آن همه برای باختن است. 
بیا تمام بیاو همه ی هست و نیست اترا برای باختنبه میانه آرو میندیش از اندکی و از بیشیو مهراس از عشق، این آسان ترین دشوارها.
حلمی | کتاب لامکان
موسیقی: موتزارت - سرناد پوستورن
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی
آنچه حقیر در آن تردید ندارم جسمانی بودن معراج رحمت العالمین نبی مکرم اسلام است.
آنچه حقیر را متحیر کرده است این است که
این وجودی که نور محض بود و رحمت مطلق،چگونه توانست بر روی زمین با این همه و حجاب و ظلمت در میان مردمی با سطح بالایی از غفلت و عصیان و خطا وجهالت بسربرد ...
وجود این وجود روحانی و لطافت و زیبایی و نور و رحمت در قالب خاکی وبدن مادی از بزرگترین عجایب خلقت و اوج ریاضت ایشان است در مسیر عبود
 
ما واسه چیزی که حقمونه و واسه ی روزی مون که دست خداست و برای عزت و منزلتمون که از عمق شخصیتمون شکل گرفته احتیاجی ب خواست و اراده ی کسی نداریم هر آنچه حق ماست ب ما برمیگرده و هر آنچه حق شما نباشد ، " خرج ناتوانیتون خواهد شد! "
 
 
تنها چیزهایی که در این لحظات می‌تواند حالم را آرام کند این‌هاست:
ماشاء‌الله لاحول و لاقوة الله بالله
ماشاء‌الله لا ماشاء‌الناس
ماشاء‌الله و ان کره‌الناس حسبی الرب من المربوبین
حسبی الخالق من المخلوقین
حسبی الله رب العالمین
حسبی من هو حسبی
حسبی من لم یزل حسبی
حسبی من کان مذ کنت لم یزل حسبی
حسبی الله لا اله الا هو
آنجه خداوند بخواهد همان می‌شود و هیچ نیرو و توانی نیست جز آنکه به خداوند متکی است
آنچه خدواند بخواهد آن می‌شود نه آنکه مردما
به خیال آمده بودی که تو را وصف کنم دوشم از بار غمت خست و قلم در شوک رفت حال یک کشتی بشکسته ز طوفان بلاست آنچه از گریه سر کاغذ دل نازک رفت من که با خلق و سوا از همه عالم هستم از نوازده رود سازی اگر نا کک رفت شوق دیدار چه کم رنگ کند فاصله را خبر مرگ پسر چون که به مادر رک رفت #الهام_ملک_محمدی
ورزش تی آر ایکس

با وجود انواع مختلف برنامه ها و سیستم های بدنسازی ، تصمیم گیری در مورد اینکه کدام یک برای شما مناسب است دشوار است. بسته به اهداف تناسب اندام یا آنچه از خانواده ، دوستان و همکاران شنیده اید ، ممکن است مدتی طول بکشد تا آنچه را که می خواهید پیدا کنید.
یکی از برنامه های تناسب اندام که باید در نظر بگیرید سیستم آموزش تعلیق تی آر ایکس است که توسط نیروی دریایی ساخته شده است. این نه تنها در نیروی دریایی بلکه در تمام شاخه های دیگر ارتش ای
زندگی پیـکار نیست، بـازی است! زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد، چه خوب، چه بد قوه تخیل در بازی زندگی نقشی عمده دارد
برای پیروزی در این بازی زندگی باید قوه تخیل را طوری آموزش دهیم که تنها نیکی را در ذهن تصویر کند. زیرا آنچه آدمی عمیقاً در خیال خود احساس کند یا در تخلیش به روشنی مجسم نماید، بر ذهن نیمه هوشیار "ضمیر ناخودآگاه" اثر می گذارد و مو به مو در صحنه زندگی اش ظاهر می شود
تخیل را قیچی ذهن خوانده اند ، این قیچی شبانه روز در حال بریدن
تمام کارهای آماده سازی شام را انجام داده ام. جایی خوانده بودم که می شود برنج را آبکش کرد و گذاشت برای بعد، هر زمان لازم بود گذاشت تا دم بکشد. برنج را آبکش می کنم و می گذارم روی گاز، آماده تا شب بگذارم دم بکشد و ببینم این روش چقدر به کار می آید. بر میگردم پشت میز. ترجمه ها مانده. نوک انگشتم می سوزد. به دست هایم نگاه می کنم. خشکِ خشکند. ظرف ها را آب داغ شسته ام. بلند میشوم، می روم توی اتاق، کرم را بر میدارم و دستهایم را چرب می کنم. دلم نمی خواهد برم سراغ
مردم را به سمت اهداف انقلاب، به سمت آنچه انقلاب به خاطر آن به راه افتاد -که -ایجاد دنیای مؤمن-دنیای سالم-دنیای امن و امان برای انسان-دنیایی که به معنای واقعی کلمه مزرعه‌ی آخرت باشد- [راهنمایی کنید.] ایجاد یک چنین دنیایی هدف انقلاب اسلامی است که هم رفاه مادّی، هم شوکت بین‌المللی، هم بهجت معنوی، همه چیز در این حرکت عظیم وجود دارد؛ ما دنبال این هستیم. هر کدام وظیفه‌ای داریم، همه‌ی شما هم وظیفه دارید و این وظیفه را ان‌شاء‌الله انجام بدهید.۱۳۹
■ «آن دروغ بزرگ در باب نامیرایی فرد، هر خرد، هر سرشت نهفته در غریزه را نابود می‌سازد و هر آنچه در غریزه‌ای نیک خواهانه، یاری رساندن به زندگی و تضمین گر آینده است، از آن زمان به بعد تنها تردید برمی‌انگیزد. چنین شیوه‌ای زندگی که هیچ مفهومی ندارد، بدل به مفهوم زندگی می‌شود … دیگر حسن یاری رسانی، سپاس از نیاکان و اجداد، همکاری، اعتماد و یاری رساندن به رفاه همگانی و توجه به آنچه فایده‌ای دارد؟ (تنها یک امر ضروری است) ...»
■ «این که هر کس چون رو
داستان از آن جایی شروع شد که هرکس حالمان را جویا شد و گفتیم:حالمان خوب است و گفت ثابت کن! خندیدیم و این شد تمام آنچه که پتکی شده و بر سرمان کوبیده شد،هرجا پرسیده شدحالت چطور است و لبخندی زده شد...گفتیم حالش خوب است،غافل از اینکه هستند آدم هایی مثل من که تمام زندگیشان را بر پایه ی لبخند زدن می سازند،غمگین می شوند...لبخند می زنند! شاد می شوند،لبخند می زنند! گاه حتی زیر باران با لبخند آرام اشک می ریزند...مبادا نابود کنندگان خوشی هایشان ، اشک های پنها
در آداب آمیزش، آنچه پس از آمیزش جنسی شایسته است:
۱. ادرار کردن: اگر مردی با همسر خویش نزدیکی کرد، تا ادرار نکرده است، غُسل نکند؛ از این بیم که مبادا باقی مانده منی در آمد و شد باشد و از آن، دردی بی درمان خیزد.(1)
۲. شستن آلت جنسی: اگر کسی از شما به سراغ زن خویش رفت و آن گاه خواست دوباره بازگردد، شرمگاه خویش را بشوید.(2)
۳. غُسل: علّت غسل جنابت، پاکیزگی است تا انسان از آنچه از آزردگی آن کار دیده است، تطهیر شود و همه تن او پاک گردد؛ زیرا جنابت، از همه بد
داستان از آن جایی شروع شد که هرکس حالمان را جویا شد و گفتیم:حالمان خوب است و گفت ثابت کن! خندیدیم و این شد تمام آنچه که پتکی شده و بر سرمان کوبیده شد،هرجا پرسیده شدحالت چطور است و لبخندی زده شد...گفتیم حالش خوب است،غافل از اینکه هستند آدم هایی مثل من که تمام زندگیشان را بر پایه ی لبخند زدن می سازند،غمگین می شوند...لبخند می زنند! شاد می شوند،لبخند می زنند! گاه حتی زیر باران با لبخند آرام اشک می ریزند...مبادا نابود کنندگان خوشی هایشان ، اشک های پنها
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
زیباترین ویژگی شیعیان.آزادی و آزادگی ایشان است که حتی در سخت ترین شرایط زندگی تن به ذلت و خاری نمی‌دهند.
آنچه بر زبان می آورد حقیقت محض است،خواه در تعریف باشد یا در انتقاد...
شیعه نه بدون دلیل محکم از کسی تعریف و تمجید میکند
و نه بدون دلیل و مدرک محکم از کسی انتقاد می‌کند
شیعه میداند برای هر حرفی که بر زبان یا بر قلم می آورد باید پاسخگو باشد
به امید آنکه بدون دلیل حرفی را بر زبان نیاوری
دشتی پر از گیاهان مختلف
ناگهان آتش
سرتاسر دشت پر از تاول و تاوان
تاوان غفلت
یک قطره اشک
اما چه سود؟
این فقدان دریای اشک طلب دارد
به جبران
آتش آمد و رفت و همه چیز را سوزاند
خاک را بارور کرد
زایشی نو
گیاهانی جوان، بی‌خبر از آنچه گذشته و آنچه بر سرشان خواهد آمد
و من
منی نظاره‌گر این نابودی و بودش
منی ورای تمام اتفاقات
منی هربار با چشمی تازه گشوده
منی آگاه به زمان
لبخند می‌شوم... :)
فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِیسٍ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ۱۶۵
پس هنگامى که آنچه را بدان تذکر داده شده بودند از یاد بردند کسانى را که از [کار] بد باز مى‏ داشتند نجات دادیم و کسانى را که ستم کردند به سزاى آنکه نافرمانى میکردند به عذابى شدید گرفتار کردیم (۱۶۵)
فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ مَا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِی
در حالی که کشورهای همسایه ما با رونق دادن گردشگری شان در حال رقابت بر سر بازار توریسم جهانی اند، هنوز در خواب ناز به سر میبریم و انتظار داریم که همه دنیا برای دیدن ایران ما به صف شوند!
با پتانسیل جغرافیایی و فرهنگ و تاریخی که ایران دارد، با یک طرح بلند مدت می توان بازار گردشگری کشورهایی مثل ترکیه  و دبی را تصاحب کرد.
ایران از نظر جغرافیایی و طبیعتگردی چیزی از ترکیه کم ندارد، اما آنچه که باعث شده ترکیه صد سالی از ما جلو بزند، نداشتن برنامه و زی
حدود 8 سال، چند ماه کمتر است که وبلاگ می نویسم. خدا پدر و مادر معلمی که قلم به دستم داد و نوشتنم آموخت را رحمت کند. اگر چه هر چه گفت را نیاموختم اما حداقل جرات کاغذ سیاه کردن را پیدا کردم.
نه اینکه بخواهم به کسی چیزی بیاموزم، که خودم اول از همه محتاج آموختنم؛ و نه اینکه بنویسم تا بگویم من هم هستم، که در قیاس با جلوه های ربّ جلّ و اعلی به حساب نمی آیم، فقط و فقط از سر تکلیف و اینکه آخرش بگویم من آنچه در توانم بود را گذاشتم، توانم همین بود؛ همین! فقط
و  آیا همه چیز را به شما می‌گویند؟
من از طرق رسمی و غیررسمی سعی می‌کنم با واقعیات در تماس باشم. گزارش‌هایی که به من داده می‌شود، بسیار متنوع است. هم گزارش‌های دستگاه‌های مختلف اطلاعاتی است، چه اطلاعات مربوط به وزارت اطلاعات، چه آنچه که مربوط به اطلاعات نیروهای مسلح است، چه آنچه که مربوط به بعضی از دستگاه‌های خبررسانیِ دستگاه‌های دولتی است.
هم بخشی از دفتر ما کارش اطلاع رسانی است؛ مثل دفتر ارتباط مردمی و دفتر بازرسی، که این‌ها از طریق
اگر مدت 2 یا 3 سال به عنوان یک طراح UX کار کرده باشید، باید تمام این داستان ها و توییت ها را در مورد اینکه چگونه طراحی UX مرده است، واقعا وجود ندارد یا اینکه چگونه صنعت تغییر می کند و طراحی UX در چند سال مرده است و اکنون همه باید طراحان محصول (یا چیز دیگری) شوند.

من نمی گویم این داستان ها درست هستند یا من با آنها مخالف نیستم. من صادقانه فکر می کنم آنها بسیار متفکر هستند و ما را مجبور به فکر کردن در مورد آنچه "UX" واقعا و ما که به عنوان طراحان. اما آنها نی
"پس از سفرهای بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیز" متوجه شده ام که ایراد کار من، استقامت نکردن در راه حق است، بی ثباتی و "عمل نکردن به آنچه می دانم." و با این روال هیچوقت به مأمن "آرامش روحی و نشاط قلبی" نخواهم رسید. 
قسم به عصر و قسم به زمان محدود فرصت "عمر" ما که انسان در حال باختن سرمایه خودش است، (خسران ضرر در "اصل سرمایه" است نه سود کم) دارد از کیسه اش میرود، مگر کسی که "ایمان" آورد و بعد از آن "عمل" کرد به آنچه دانست! و در راه حق، "ص
مرا شادمان کن که از زندگی بهره ای بهتر از تو نیارم به دست ... جنون را به تفسیر اگر می رسانی نگاهت به من خواهد افتاد تو خود خوب می دانی ام تو خود می شناسی مرا زبانی نمی گویم از عشق قلم چون که دانا تر از من به گفتار گفته هر آنچه زبان نا توانست در گفتنش همین #الهام_ملک_محمدی
«نمی دانم چه اراده ای دارد که ذره ای کوتاه نمی آید! اگر بی خبر پا به اتاقش بگذارم، زمین و زمان را به هم می دوزد. یک بار تنگی را به طرفم پرتاب کرد که اگر چالاکی نمی کردم، سرم را شکسته بود. وادارم کرده است از پشت پرده با او حرف بزنم. از ده سؤال به یکی پاسخ می دهد. افکار کهنه ای همانند شما دارد. می گوید باطن این قصر افسانه ای، دوزخ است و آنچه در آن خورده می شود، مار و عقرب است و آنچه نوشیده می شود، چِرک آب. می ترسم خودش درمان نشود و دیگر کنیزان را نیز بیم

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تشریفات ترحیم مشهد سی‌شارپ یار جامعه اساتید حوزه علمیه فارس پرورش قرقاول ***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.*** سرفه های من! شرکت شیرآلات کلار پویا شاعرانه امیدگله زردی بی هوایِ تو مرا نَفَسی نیست ...